سيد محمد كمره اى
505
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
برمىگردانند . گندم در بادكوبه پوطى به صد و پنجاه منات رسيده بود ، به واسطه حمل انگليسىها گندم را به آنجا براى تأليف قلوب آنها پوطى به بيست منات رسيده . امتناع خمينىها از همكارى با انگليسىها كاغذ كمره به حاجى جلال لشكر كه سه نفر انگليسى با يك نفر كه سابق كاپيتان ژاندارمها بود وارد خمين شده براى اينكه هركس كه اسب و اسلحه ، هرقسم اسلحه [ داشته ] باشد و بيايد مستخدم شود ماهى چهل و يك تومان حقوق به او داده مىشود و آدم فرستادند نزد رجبعلى ياغى كه از گذشته خودت مطمئن شو ولى آتيه به كسى كار نداشته باش و ما تو را با سوارها و اجزائت جزو مستخدمين خود مىكنيم . تاكنون نه رجبعلى آمده و نه كسى قبول عضويت آنها را كرده ، بدوا اوقاتشان تلخ بود كه ما يقين كرده بوديم و به ما گفته بودند كه لدى الورود پانصد نفر سوار به شما مستخدم مىشوند . انگليسىها و گندم كمره و گفته شد كه يكصد و شصت هزار خروار گندم ، دولت به آنها اجازه داده كه از قرار خروارى بيست تومان از ايران خودشان از مردم بخرند و خروارى پنج تومان هم به جهت مخارج دولت تخصيص بدهند . هشتاد هزار خروار گندم از حدود عراق ، كمره ، گلپايگان ، جاپلق ، كزاز ، فراهان [ خريدارى كردهاند ] و نيز انگليسىهاى واردين كمره گفتند سه روز ديگر پنجاه نفر انگليسى براى خريد گندم به كمره وارد مىشوند . به قدر دو ساعتى با آقا ميرزا باقر خان و رضا قلى خان و حاج جلال لشكر و حاج ميرزا على خان نشسته و صحبت بىنانى و قحطى كه از دست انگليسىها و خادمين ايرانى آنها مىكشيم . آنها هم از بىنانى معطل مانده بودند كه چه كنند . درخواست مجازات ژاندارمهاى خمين بعد در خصوص گرفتارى آقا مرتضى و آقا ميرزا عبد الحسين به دست ژاندارمهاى خمين كه سر آنها را شكسته و آنها را از راه برگردانده بودند كاغذى